تبليغاتX
انسان شناس - سادگی برای فهمیدن ...

روزهایی که گذشت...

روزهایی که گذشت خیلی ها رفتند، خیلی ها هم هنوز در صف رفتن...

درمیان شان دوچهره خیلی غمناکم کرد: حاج قربان سلیمانی و دکتر سید جعفر شهیدی!

هر دو صاف وساده

بی غل وغش

من نمی توانم برای شهیدی بنویسم ، تنها چیزهایی که می توانم بگویم:

وقتی قیام حسین شهیدی را می خوانی درسطر سطرش نه تصویری از پیچیدگی ها وسخت گویی های جامعه شناسی معاصر می بینی و نه سرهم بندی های مردم شناسی ،نه زرو زیور های ادبی و نه به رخ کشیدن های یافته های تاریخی ونه تعصب های بیجای دینی ومذهبی وفرقه ای،اما همه چیز را در آن می بینی ....سادگی ،تحلیل،بحث، موشکافی،تعقل، ادله ،... ونتیجه !

امسال عاشورایم با این کتاب گذشت ...

 

حاج قربان هم از نسل موسیقی بود،از نوع فطری که با زوایای روح نسبتی دیرین دارد...

نمی دانم،او  گام وپرده ودستگاه و میزان وریتم و ردیف و گوشه  و ضرب ومضراب و... را از چه کسی آموخته بود اما شنیده بودم روزی روحانیی به او گفته بود دیگر ننواز! حرام است، او 16 سال به حرمت دین ننواخت، در فراق دوتار 3سال هم بیمار شد ... بعد روحانی دیگری به وی گفت بنوازواو نواخت ...

سادگی اش را که می بینم غبطه می خورم! نگرش سنتی به دین!

گاهی آن قدر با گزاره های مذهب سروکله می زنم که خودم سردرد می گیرم... فکر می کنم گاهی لازم است -درست یا غلط -  صدای سازت را خاموش کنی ! به حرمت همان خدایی که وقتی سازت را به دست می گیری، صداهای موزونی خلق می کنی که درهارمونی شگفتش خلقی را به او نزدیک تر می سازی...فکر می کنم سکوت هم در ترکیب جادویی اش با صدا همان قدر خدایی کند ...

کسی چه می داند، شاید همه ی این سادگی ها  مقدمه ای باشند برای فهم بیشتر!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 23:18 توسط سیارپور |