
انسان امروز
چه معنایی دارد؟
آیا مفهومی منسجم وروشن است یا آن که دارای
معنایی درهم تنیده وغیر قابل تفکیک می باشد؟
سئوال سختی است
در این مورد بعدا نظراتم را خواهم نوشت.
فرهنگ و زبان دو مقوله جدا نشدنی هستند که در خدمت هم سعی می کنند
بر آورنده نیاز های هم باشند.تا جایی که می توان با زبان به شناخت فرهنگ رفت
و با کالبد شکافی آن حوزه فرهنگ را به خوبی شناخت.
به عبارتی هرچه یک زبان از نظر کلمات ودستور قوی وغنی تر باشد
پویایی فرهنگی بیشتری بر آن حاکم است وبالعکس.
از این رو یکی از گرایش های انسان شناسی ، زبان شناسی است.
داشتم به این فکر می کردم که فرق دو دولت گذشته وکنونی از نظر سبک ادبیات چیست؟
یادم می آید در دولت قبلی ، دائما کلمات واصطلاحات متفاوت و مختلف ونسبتا زیادی
در حوزه عمومی و خصوصی ادبیات وارد می شد
مانند :مردم سالاری دینی - شایسته سالاری - گفتمان نقد و...
تا جایی که معنای کلمات مردم عادی را مبهوت می کرد !
درک حوزه رسانه ومطبوعات هم بدون درک این کلمات سخت بود.
اصحاب قلم واندیشه هم سعی می کردند فراخور حوزه خود در این باره بنویسند و نقد کنند ،
بتازند یا بپذیرند و از این رهگذر کاروانی به راه می افتاد از اندیشمندان مخالف وموافق
که در این باب می گفتند.
حتی عده ای که مخالف هر نوع گفتن هم بودند مجبور می شدند حرف بزنند.
امروز هر چه فکر کردم که از حوزه قدرت جدید چه کلماتی تازه ای وارد عرصه ادبیات شده یا
می شود هنوز چیزی نیافته ام .
اولین مطلبی که در کلاس انسان شناسی شهری دکتر فکوهی به عنوان
شاخص تفاوت شهر از سایر سکونت گاه های انسانی مطرح شد ، مفهوم تراکم بود.
این شاخص در نگاه انسان شناسی ، پدید آورنده مجموعه ای از فرهنگ هاست
که باید مورد توجه خاص در این حوزه قرار گیرد.
در این مقاله کوتاه سعی خواهم نمود در باره مفهوم تراکم با تاکید بر جنسیت
در شهرایرانی به ویژه تهران بنویسم :
ایران کشوری است که به شدت تحت تاثیر قشربندی جنسیتی است و فضا های
عمومی در آن به طور تقریبا کاملی به صورت مردانه وزنانه اداره می شود.
از این دست فضاها می توان به مدارس ، مساجد ، ورزشگاه ها و... اشاره نمود.
با این نگاه وقتی به مفهوم تراکم در حوزه شهری می رسیم ، از اولین جاهایی که
به ذهن متبادر می شود خیابان است .
خیابان در ایران و تهران ، حوزه ای است که قشربندی جنسیتی به شدت به هم
می ریزد و زنان ومردان کنار هم قرار می گیرند امانسبت به سایر فضاهای عمومی
این تفاوت را دارد که عنصر حرکت نیز به تراکم اضافه می شود ونوعی دیگر از فرهنگ
را تولید می کند.
تراکم وحرکت دوعنصری هستند که با توجه به زمان تشدید آمد وشد و خرید (مانند عصر ها )،
باریکی معابر وپیش زمینه های فرهنگی حاکم بر روابط اجتماعی ، تولید پیچیدگی هایی می کند
که در اولین سطح آن قشربندی جنسیتی را دست خوش تغییرو آن را شکننده می نماید .
این شکنندگی باعث ایجاد سردرگمی برای عابران و رانندگان می شود.
بنابراین طبیعی است که شاهد این صحنه ها باشیم :
* حضور عابران پیاده در خیابان
* حضور موتور سیکلت در پیاده رو
* برخوردهای فیزیکی میان افراد
* تنش های لفظی و مشاجره افراد بر سر مسائل مختلف
* . . .
پرداختن به راه حل های این معضلات اجتماعی در این مقاله نمی گنجد
اما شاید بتوان حل چنین مسائلی را در موارد زیر دانست :
- تفکیک زمان خرید میان خانواده هایی که زنان ،کارمند هستند و
آنانی که تحت مدیریت زنان خانه دار می باشند.
- تدوین قوانین مشخص واجرایی برای آمد وشد عابران ونه فقط اتومبیل ها
- فرهنگ سازی استفاده از فضای عمومی وتفکیک نشده خیابان به عنوان
پیش زمینه استفاده از فضاهای بزرگ تر مثل استادیوم ها و...
باز هم امروز یک مساله اجتماعی :
۲۴ تیرماه ۱۳۸۵
ساعت ده وچهل وپنج دقیقه صبح
ایستگاه اتوبوس ، خ آزادی تقاطع استاد معین
زنی ۵۳ ساله نقش بر زمین تکیه داده بر دیوار قهوه خانه که درد شدیدی در
ناحیه کمر احساس می کند چهره ای جنوبی دارد و ساکن قرچک ورامین است.
دائم مواظب حجاب خود بود و از من می خواست چادرش را روی پاهایش بکشم.
مسافران اتو بوس که پیاده شده اند
راننده که تکه ای کاغذ به دست گرفته ومشغول جمع آوری استشهاد نامه از حاضران است
گشت ویژه اتوبوس رانی شرکت واحد که با خونسردی کامل راننده را به جمع آوری هرچه
بیشتر امضا تشویق می کند و حتی از ماشین خود پیاده هم نمی شود.
مسافرانی که زن را از اتوبوس تا پیاده رو آورده اند و با رسیدن اتووس های بعدی می روند
زن این طور می گوید :
هنگام پیاده شدن از ماشین ، راننده به خیال آن که کسی پیاده نمی شود راه افتاد و من از ماشین
به بیرون پرت شدم.
متن استشهاد نامه دست راننده دارای این محتوا است :
اتوبوس ایستاده بود و زن هنگام پیاده شدن پایش لرزید و افتاد
حاضرین گفته های راننده را تصدیق می کنند
. . .
همه این ها به کنار از آمدن اورژانس تهران بشنوید :
موتوری تک سرنشین
به محض رسیدن با خونسردی تمام زن را سئوال پیچ می کند
و زن با درد تمام پاسخ می دهد
برخی سئوالات تکراری است
زن را آنژیو کت می کند
او حتی به زن توضیحی نمی دهد که چگونه حالت خود را تغییر دهد تا کمترین درد
را موقع کت کردن داشته باشد و فقط می گوید :تحمل کن الان تمام می شود
راستی !یک حرکت جالب توجه دیگر هم داشت :
پنبه ای را که روی دست زن مالید به زمین انداخت و چون از ناحیه ای که می خواست
خون گیری کند خون نیامد دوباره پنبه را برداشت و روی قسمتی دیگر از دست زن مالید !!!
و منتظر ماند تا دوستانش برسند
آن ها هم با صبر وحوصله تمام می رسند ، حتی پشت اتوبوس های ایستاده در ایستگاه
متوقف می شوند و منتظر می شوند تا مسافران آن ها پیاده شوند !!!
انگار هیچ اتفاقی نیافتاده است !
بعد از رسیدن به زن می گویند :
بلند شو وسوار آمبولانس شو!
بی اختیار فریاد می زنم :
نکند توقع دارید دوی ماراتن هم برود !
با اکراه تمام برانکارد را می آورند .
من و یک زن دیگر با راننده و یک مرد دیگر با کمک خود زن او را داخل برانکارد می گذاریم
یکی از ماموران اورژانس خطاب به اطرافیان می گوید:
این هم جای مادرتان ، به جای ایستادن وتماشا کردن کمک کنید تا برانکارد را داخل ماشین بگذاریم !
و چند مرد می آیند و کمک می گنند تا زن درون آمبولانس قرار گیرد!
او را به بیمارستان حضرت رسول بردند
. . .
نمی دانم دیگر چه شد!
چه کسی مقصر است؟
و طبق معمول کاسه ها وکوزه ها بر سر چه کسی می شکند؟
به ساعت نگاه می کنم :
۱۱ و نیم !
راستی !
دراین هیاهوی وحشتناکی که نامش را زندگی شهری گذاشته ایم و
در مدرن ترین شهر ایران زندگی می کنیم مگر مجبوریم ادای مدرنیته را در بیاوریم؟
ما که حتی الفبای مدرنیته را نفهمیده ایم وچیزی نداریم ،
حتی تعهد ،چه رسد به تخصص !!!!
همیشه اولین ها مهم است .
من هم کلی فکر کردم که اولین پستم چه باشد ؟
بهترین چیزی که به ذهنم رسید بزرگترین دغدغه علمی - دانشجویی ام در حال حاضر :
( پایان نامه و موضوع آن )
البته در این باره خیلی فکر کرده ام ، با افراد مختلفی هم صحبت کردم و تلاش کرده ام دیگر موضوع
را انتخاب و کارم را شروع کنم.
ناگفته نماند ، موضوع مورد علاقه ام بررسی رابطه فرهنگ و دین در حوزه انسان شناسی است.
در این زمینه موضوعات زیادی را در سطح خرد وکلان بررسی کرده ام :
ــــ ارتباط دین و فرهنگ در بدو ورود اسلام به ایران
ــــارتباط دین و فرهنگ در دوره مشروطه
ــــ نقش دین در توسعه اقتصادی ، اجتماعی جامعه امروزی ایران
ــــ پدیده دعانویسی
ــــ و. . .
امروز دوست خوبم زهرا غزنویان پیشنهاد داد این وبلاگ را ببینم و روی موضوع لباس و بیشتر چادر
در این حوزه متمرکز شوم.
احتمالا همین موضوع را انتخاب می کنم واز شما تقاضا دارم نظر تان را بگویید.
متشکرم.
تا بعد . . .